یک مرد و سه چهره( جلددوم)

یک مرد و سه چهره( جلددوم)

یک مرد و سه چهره( جلددوم)

یک مرد و سه چهره( جلددوم)

یک مرد و سه چهره( جلددوم)
نوشته :صدر الدین الهی
A man and three faces written by sadredine elahi
 
لحظه ای بعد من در راه خانه بودم،برف مثل کولاک شده بود و من مانند آدمهای تب دار وتلو تلو می خوردم و بی اعتنا به برف سنگین در خیابان خلوت و سرد قدم می زدم.دانه برف روی پیشانیم آب می شد و سرمای سوزنده آن در برابر گرمای وجودم هیچ نبود،مردم بسوی خانه های خویش می رفتند و می رقصیدند، بیاد رقص اموات افتادم.به او گفتم :قول می دهی؟با افسوس گفت:بله قول می دهم اما مطمئنم که تو…