تن های تشنه در گرداب

تن های تشنه در گرداب

تن های تشنه در گرداب

تن های تشنه در گرداب

تن های تشنه در گرداب
نوشته :ایرج مستعان
Thirsty body engaged in whirlpool written by iraj mostan
 وقتی که با خستگی خودم را روی یکی از صندلی های اتوبوس انداختم تا از فرودگاه بطرف شهر حرکت کنم،غم تلخ و سنگینی بقلبم فشار می آورد.اتوبوس در هوای بارانی و مه آلود براه افتاد و من در حالی که از پنجره اتوبوس مناظر اطراف را که در میان باران حالت ابهام آمیز و معمائی پیدا کرده بود را تماشا می کردم،به او می اندیشیدم.تلخی سرنوشت،موجی از خشم و عصیان در وجودم بر می انگیخت.چرا بهر…