Skip to main content
عادات معامله گران موفق

عادات معامله گران موفق

عادات معامله گران موفق

عادات معامله گران موفق

در رشته معامله گری هیچ تحقیقی ثابت نکرده که افراد با تحصیلات یا هوش بالاتر معامله گران موفق تری هستند واقعیتی که وجود دارد این است که افراد موفق عادت های بهتری در معامله گری دارند.

به گزارش پایگاه خبری بازار سرمایه(سنا) و به نقل از فراچارت، معامله گری نیاز به یک استایل و عادت همیشگی دارد نه اینکه شما از فردا اراده کنید که دیگر میخواهید قواعد معامله گری را رعایت کنید، خیر اینگونه معامله گر نمی شوید.
بگذارید تا یک تعریف ساده از عادت برای…

آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته

آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته

آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته

آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته

معامله بدون تحلیل تکنیکال ممنوع! هیچ‌گاه با یک‌چشم معامله نکنید!
معامله در بازار بورس بدون استفاده از تحلیل تکنیکال دقیقاً مشابه سرمایه‌گذاری با یک‌چشم باز و یک‌چشم بسته است!
آیا تحلیل تکنیکال را بطور اصولی دنبال کرده اید؟ سطوح حمایت و مقامت، قیمت‌های روانی، نقاط بالقوه بازگشتی قیمت، شناسایی روند و… همه این‌ها را به‌خوبی می‌توانیم با تحلیل تکنیکال پیدا کنیم. امروزه تقریباً هیچ معامله‌گر و سهامدار موفقی وجود…

آموزش گام به گام کسب درآمد از تلگرام

آموزش گام به گام کسب درآمد از تلگرام

آموزش گام به گام کسب درآمد از تلگرام

آموزش گام به گام کسب درآمد از تلگرام

فعالیت هاتو توی تلگرام، پولساز کن… دیگه یک شعار نیست بلکه ثابت شده و خیلی ها به درآمد های میلیونی از این طریق رسیدن.
قبل تر شاید وقتی از پول درواردن از اینترنت حرفی میزدین خیلیا مسخرتون میکردن میگفتن اینترنت وقت تلف کردنه فقط
اما الان دیگه به وضوح دیدین که چه پول هایی از اینترنت و شبکه های اجتماعی بخصوص تلگرام
اخبار رو شاید دیده باشید
درآمد ۸۰ میلیونی-ماهانه کانال‌های تلگرامی
مدیر تلگرامی که ماهی ۳۰ میلیون درآمد دارد
نمیدونم…

مهلتی تا مرگ( جلد3)

مهلتی تا مرگ( جلد۳)

مهلتی تا مرگ( جلد3)

مهلتی تا مرگ( جلد۳)

مهلتی تا مرگ}(جلد سوم)
نویسنده:امیر عشیری
هر سه به دنبال هم داخل کوچه شدند. چراغ های برق کوچه روشنائی ضعیفی داشت.به سختی می توانستند انتهای کوچه را ببینند.با احتیاط قدم بر می داشتند.مقابل در خانه که رسیدند.دست به سلاح کمری خود بردند.در دو طرف در قرار گرفتند..اکرم کلید را که توی مشتش گرفته بود در سوراخ در جای داد.با حرکت دست به او فهماند که تریدی به خود راه ندهند.
دستش می لرزید………..ترس برش داشته بود….در حالی که سعی می کرد صدایی بلند نوشئ به…

مهلتی تا مرگ (جلد2)

مهلتی تا مرگ (جلد۲)

مهلتی تا مرگ (جلد2)

مهلتی تا مرگ (جلد۲)

مهلتی تا مرگ(جلد دوم)
نویسنده: امیر عشیری
هوای صبحگاهی سرد و چندش آور بود..اتومبیل را متوقف کرد.دست هایش را به حالت خستگی به صورتش کشید و گفت.
راه خسته کننده ای بود…….گیج خواب هستم …..از قیافه رنگ پریده ات پیداست که خستگی و بی خوابی ناراحتت کرده..خانه خواهر تنها جایی است که می توانی چند ساعتی آن جا بخوابی …جای امنی است را بیفت برویم…..سرخه به سارا اشاره کرد و گفت این را چه کار ش کنیم.
ناگهان آن صدای ناشی از درد در گلو خفه شد و قدم یار آن را…

مهلتی تا مرگ(جلد1)

مهلتی تا مرگ(جلد۱)

مهلتی تا مرگ(جلد1)

مهلتی تا مرگ(جلد۱)

مهلتی تا مرگ( جلد اول)
نویسنده: امیر عشیری
 سارا خواست چیزی بگوید….سرخه،پنجه اش را به گلوی او فشرد،صدای سارا در گلویش خفه شد.با همه قدرتش به تلاش پرداخت که خویشتن را از مرگ حتمی نجات دهد.
سرخه تصمیم به کشتن او گرفته بود.گلوی زن دردمند را تا سر حد مرگ می فشرد.
در لحظه ای که سارا،در سراشیبی مرگ قرار گرفته بود…….از مفی گاه بیرون آمد…….سرخه در حالتی ایستاده بود که اگر سر خود را به چپ می گرداند.قدم یار را می دید. ولی او تمام توجهش به سارار بود…

مردی در سایه ها- نوشته امیر عشیری

مردی در سایه ها- نوشته امیر عشیری

مردی در سایه ها- نوشته امیر عشیری

مردی در سایه ها- نوشته امیر عشیری

مردی در سایه ها
نویسنده: امیر عشیری
لحظه ای که باید تصمیم بگیرم فرا رسیده بود/همان فرصتی بود که انتظارش را داشتم….حالا می بایست او را عصبانی میکردم……که به انجام نقشه من کمک کند…..با عصبانیت ساختگی گفتم
خفه شو پیرزن خرفت……
سگه گله خشمگین شد…..یک لگد محکمی بمن زد……دومین لگد را که میخواست بزند یک حرکت تند در جهت او به خودم دادم و مچ پایش را گرفتم .و به طرف خودم کشیدم…….او فقط می توانست بگوید……..
میکشمت
سلاح کمری از دستش خارج شد و به گوشه…

نیمروز تاریک-نوشته امیر عشیری

نیمروز تاریک-نوشته امیر عشیری

نیمروز تاریک-نوشته امیر عشیری

نیمروز تاریک-نوشته امیر عشیری

نیمروز تاریک
نویسنده:امیر عشیری
پشت در اتاق ایستادم…..طولی نکشید که صدای پای کسی را که به اتاق ۳۸۵ نزدیک می شد شنیدم.صدای پا که به پشت در رسید قطع شد….در باز شد و مرد جوانی که روپوش سفید پوشیده بود داخل شد……و نگاهی به تخت خواب انداخت…بعد در اتاق را بست و دور برش را هم نگاه کرد و آنگاه دکمه های روپوشش را بز کرد…دستش را بزیر کتش برد و سلاح کمری خود را بیرون آورد….و از جیب کتش صدا خفه کن را در آوردو آن را خیلی سریع به لوله سلاح کاری سوار کرد….و…

خط داغ(نویسنده امیر عشیری)

خط داغ(نویسنده امیر عشیری)

خط داغ(نویسنده امیر عشیری)

خط داغ(نویسنده امیر عشیری)

خط داغ
نویسنده : امیر عشیری
خط داغ عنوان اولین ماموریت زندگی جدید پلیسی ام است.اغلب جاسوسان حرفه ای ،در زمینه حرفه ای که دارند نقش رابط را با هم بازی می کنند.آنها ضمن برقرار کردن ارتباط بین دو مامور سری از دو سازمان مختلف سعی می کنند اطلاعاتی یا ضد آن عمل نمایند.هریک از جاسوسان حرفه ای در دنیای جاسوسان برای خود جائی دارند.
چه ساعتی؟ ساعت هشت امشب….پرسیدم میکرو فیلم را به چه طریق بمن رد می کنید؟ الیزابت کمی فکر کرد و سپس گفت:توی یک بسته…