مقاله درباره منطق و فلسفه ۲۴ ص

فروشگاه ساز رایگان فایل ، همکاری در فروش فایل | سل یو

مقاله درباره منطق و فلسفه 24 ص

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات :

مقاله درباره منطق و فلسفه ۲۴ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

علم منطق :
یکى از علومى که از جهان خارج وارد فرهنگ اسلامى شد و پذیرش عمومى یافت , و حتى به عنوان مقدمه اى بر علوم دینى جزء علوم دینى قرار گرفت , علم منطق است .
علم منطق از متون یونانى ترجمه شد , واضح و مدون این علم ارسطاطالیس یونانى است.این علم در میان مسلمین نفوذ و گسترش فوق العاده یافت , اضافاتى بر آن شد و به سر حد کمال رسید . بزرگترین منطقهاى ارسطویى که در میان مسلمین تدوین شد منطق الشفاى بو على سینا است , منطق الشفا چندین برابر منطق خود ارسطو است.
تعریف منطق :
منطق است . یعنى قواعد و قوانین منطقى به منزله یک مقیاس و معیار و آلت سنجش است که هر گاه بخواهیم درباره برخى از موضوعات علمى یا فلسفى تفکر و استدلال کنیم باید استدلال خود را این مقیاسعا و معیارها بسنجیم و ارزیابى کنیم که بطور غلط نتیجه گیرى نکنیم , منطق براى یک عالم و فیلسوف که از آن استفاده مى کند نظیر شاقول یا طراز است که بنا از وجود آنها براى ساختمان استفاده مى کند و مىسنجد که آیا دیئارى که بالا برده است عمودى است یا نه ؟ و یا آیا سطحی که چیده است افقى است یا نه؟
فائده منطق :
از تهریفى که برای منطق ذکر کردیم فایده منطق نیز روشن مى شود معلوم شئ فایده منطق جلوگیرى ذهن است از خطاى در تفکر ؛ تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یکدیگر براى بدست آوردن معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم . در حقیقت تفکر عبارت است از سیر و حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوى یک سلسله مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبدیل آن به معلوم.
ذهن آنکاه که فکر مىکند و می خواهد از ترکیب و مزدوج کردن معلومات خویش مجهولى را تبدیل به معلوم کند , باید به آن معلومات شکل نظم و صورت خاص بدهد . یعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صئرتى مولد و منتج مىشوند که شکل و صورت خاصى به آنها داده شود منطق قواعد و قوانین این نظم و شکل را بیان مى کند .

خطاى ذهن :
ذهن آنگاه که تفکر مى کند و امورى را براى امرى دیگر قرار میدهد ممکن است صحیح عمل کند و ممکن است دچار خطا گردد. منشاء خطا یکى از دو امر ذیل ممکن است باشد :
۱- آن مقدماتى که آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض کرده خطا و اشتباه باشد . یعنى مقدماتى که مصالح استدلال ما را تشکیل مىدهد فاسد باشد.
۲- نظم و شکل و صورتى که به مقدمات داده شده غلط باشد یعنى هر چند مصالح استدلال ما صحیح و درست است ولى شکل استدلال ما غلط است.
خطا سنجى منطق ارسطویى منحصراً مربوط به شکل و صورت استدلال , اما سنجش خطاى ماده استدلال از عهده منطق ارسطویى خارج است , لهذا منطق ارسطویى را منطق صورت مى نامند .
موضوع منطق :
موضوع علم عبارت است از آن چیزى که آن علم در اطراف آن بحث مىکند و هر یک از مسائل آن علم را در نظر بگیریم خواهیم دید بیانى است از یکى از احوال و خواص و آثار آن . عبارتى که منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوع علم بکار برده اند اینست : موضوع کل علم هو ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه یعنى موضوع هر علم آن چیزىاست که آن علم درباره عوارض ذاتى آن بحث مىکند.
در اینجا دو نظریه است :
۱- علت این امر اینست که مسائل هر علمی بالاخره در اطراف یک حقیقت معینى بحث میکند . مثلا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اینست که همه آنها در اطراف عدد و خواص و آثار اعداد است و علت هم خانوادگی و قرابت مسائل هندسى اینست که همه آنها در اطراف مقدار مى باشند.
۲- نظریه دوم اینست که پیوند مسائل علوم با یکدیگر ناشى از آثار و فوایدى است که بر آنها مرتب میشود. فرضا یک عده مسائل در اطراف یک موضوع معین نباشد , هر مسئله ای مربوط به موضوع جداگانه ای باشد اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضىکه به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و اشتراک داشته باشند کافى است که قرابت و هم خانوادگى میان آنها برقرار گردد و ضمناا آنها را از مسائل دیگرى که علم دیگر بشمار میرود متمایز کند. ولى این نظریه صحیح نیست اینکه یک عده مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضى که به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و سنخیت پیدا مى کند ناشى از شباهت ذاتى لأن مسائل بیکدیگر استو شباهت ذاتى آن مسائل بیکدیگر ناشى از اینست که همه أن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدی می باشند.
کلی و جزیى :
یکی دیگر از بحثهای مقدماتى منطق بحث کلى و جزیى است .تصورات کلى و تصورات جزیى :
تصورات جزیی یک سلسله صورتها است که جز بر شخص واحد قابل انطباق نیست , در مورد مصداق این تصورات کلماتى از قبیل ” چندتا” کدامیک ” معنى ندارد.
ادراک کلى , علامت رشد و تکامل انسان در میان جانداران است . راز موفقیت انسان – بر خلاف حیوانات-
به درک قوانین جهان و استخدام آن قوانین و ایجاد صنایع و تشکیل فرهنگ و تمدن ، همه در ادراک کلیات نهفته است .منطق که ایزار صحیح فکر کردن است هم با سروکار دارد هم با کلى ، ولى بیشتر سرو کارش با کلیات است .

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
تحقیق در مورد منطق و فلسفه ۲۴ ص منطق و فلسفه ۲۴ ص , دانلود تحقیق در مورد منطق و فلسفه ۲۴ ص

دانلود فایل

تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى

فروشگاه ساز رایگان فایل ، همکاری در فروش فایل | سل یو

تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات :

فایل تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى در ۶۴ صفحه در قالب Word.

بخشی از متن :

مقدمه
مفهوم «شهود» (۱) را مى‏توان در زمینه‏هاى مختلف بررسى کرد. این مفهوم، در فلسفه جایگاهى رفیع داشته و در تقسیمات اولیه وجود، مباحث علم و عالم و معلوم، شناخت‏شناسى و هستى‏شناسى توسط فلاسفه به مورد بحث گذاشته شده است. (۲) همچنین، مفهوم «شهود» در عرفان و تصوف منزلتى بس ارجمند یافته و عرفا مباحثى ارزشمند در خصوص «شهود» و «حضور» از خود بر جاى نهاده‏اند. در مباحث اخلاقى و فلسفه اخلاق هم برخى صاحب‏نظران به این واژه عطف توجه کرده و مکتب شهودگرایى در اخلاق، در اواخر قرن
نوزدهم رونق خاصى یافته است. (۳) همین‏طور متکلمان و دین‏شناسان به مناسبت‏هایى مفهوم شهود و پى‏آمدهاى حاصله از آن را مورد مداقه خود قرار داده و در اعتلاى نظر خود به شهود مطلق که مختص خداى متعال است نائل شده‏اند. (۴)
حال با توجه به گستردگى زمینه بحث و کنکاش علمى در این واژه، مناسب است تنها به بحث پیرامون یک جنبه آن اکتفا کرده و در موارد دیگر تنها به اشاره‏اى گذرا بسنده کرد. هرچند به یک معنا، بررسى دقیق و موشکافانه یک مفهوم در یک جنبه خاص مستلزم پرداختن به جنبه‏هاى دیگر است. اما به لحاظ محدودیت این مقاله، تا حد امکان از گستردگى بحث اجتناب خواهد شد. در این نوشتار، جنبه‏هاى عقلى و یا به تعبیر دقیق‏تر جنبه‏هاى فلسفى «شهود ش مورد بررسى قرار گرفته با نگاهى گذرا به سیر تاریخى این بحث و آشنایى با اندیشه‏هاى فلاسفه غربى و اسلامى، به کنکاش در این مبحث‏خواهیم پرداخت. هر چند باید اذعان داشت تتبع عمیق در این بحث از حوصله یک مقاله خارج بوده و نیازمند مبحثى گسترده و فراگیر مى‏باشد. اما این اعتراف نمى‏بایست مانع پرداختن اجتمالى به آن شود. ابتدا، قبل از پرداختن به هرگونه بحثى، به معانى لغوى و اصطلاحى «شهود» نظر مى‏افکنیم.
واژه «شهود»
در بسیارى موارد، واژه «شهود» با واژه «حضور» به یک معنا به کار مى‏رود و بعضا به جاى یکدیگر استعمال مى‏شوند. شهود از ریشه «شهد» مشتق شده که به معناى حضور مى‏باشد. و حضور از ریشه «حضر» در مقابل غیبت‏به کاکر مى‏رود. (۵) هرگاه شهود و حضور به یک معنا گرفته شوند، معناى مقابل این دو غیبت است. اگر شى‏ء از شى‏ء دیگر غایب بود (غیبت فیزیکى یا معنوى) حضور و یا شهودى صورت نمى‏گیرد. و اگر غیبت‏برطرف شد و دو شى‏ء بدون مانع در کنار یکدیگر قرار گرفتند، در این صورت آن دو شى‏ء براى یکدیگر حضور دارند. (۶) در لغت معناى دیگرى براى شهود بیان داشته‏اند که عبارتند از: وجدان، حدس، کشف، اشراق، ادراک، الهام، وجود و مانند آن. (۷)
در علوم مختلف عقلى، براى این واژه اصطلاحات متفاوتى وجود دارد. در اصطلاح فلسفى، در بحث معرفت‏شناسى، شهود غالبا به معناى حضور مى‏آید. در تقسیم‏بندى علم، علم شهودى که همان علم حضورى است در مقابل علم حصولى قرار مى‏گیرد. در این‏گونه علم، معلوم در محضر عالم است و عالم به معلوم شهود دارد. در این صورت مى‏توان گفت عالم و معلوم نسبت‏به یکدیگر حضور یا شهود دارند و اتحاد عالم با معلوم صورت مى‏گیرد. (۸)
در اصطلاح عرفانى، واژه شهود معنایى غیر از حضور به خود گرفته است. هر چند در مرحله‏اى که عارف هب شهود حق نایل مى‏شود، حتما حضور هم صدق خواهد کرد. حضور عرفانى در مقابل غیبت است. شهود عرفانى به معناى کشف و مکاشفه است و در این صورت معنایى مرادف با رؤیت پیدا مى‏کند. (۹)
در اصطلاح اخلاقى، شهود بر یک احساس درونى اطلاق مى‏شود. احساسى که برخاتسه از درون است و هیچ‏گونه تجربه بیرونى در آن دخالت ندارد. این احساس مى‏تواند بین خیر و شر، حسن و قبح تمیز دهد. در این صورت شهود به یک نوع قضاوت درونى بازگشت مى‏کند که معناى مرادف با وجدان دارد. (۱۰)
در اصطلاح کلامى، شهود دو معناى صاعد و نازل به خود گرفته است. در معناى اولیه، شهود به معناى شهادت در مقابل غیبت است. عالم شهادت که در اصطلاح دینى آمده، همان عالم حسوسات است که مشهود انسان قرار مى‏گیرد. در مقابل آن عالم غیب است که از حوسا ظاهرى انسان غایب مى‏باشد. معناى ثانوى شهود که معناى صاعد و متعالیه‏اى است، تنها در مورد خداى متعال اطلاق مى‏گردد. به این معنا، تنها خداى متعال شاهد بر همه موجودات بوده و بر همه چیز و همه جا شهود مطلق دارد. (۱۱)
پس از آشنایى کوتاه با معانى و اصطلاحات عقلى مفهوم شهود، ابتدا نظرى اجمالى به اصطلاح عرفانى اخلاقى و کلامى خواهیم انداخت و آن‏گاه اصطلاح فلسفى شهود را بسط بیش‏ترى خواهیم داد.
شهود عرفانى
مفهوم شهود در عرفان و تصوف از مفاهیم اصلى به حساب مى‏آید. شهود و یا مشاهده بر موردى اطلاق مى‏شود که رؤیتى صورت گیرد. محل این رؤیت قلب بوده و چنین رؤیتى تنها به دلیل توحید یعنى بالحق محقق مى‏شود. با این خصوصیات است که شهود عرفانى حاصل یم شود. زمانى که مشاهده صورت گرفت، شاهد در مشهود فانى شده و خودى نمى‏بیند، در این صورت شهود حق بالحق است. این‏گونه شهود به تجلى ذات حق تعلق خواهد گرفت. (۱۲)
شهود واقعى نزد عرفاء، رؤیه حق به حق است. (۱۳) و شهود ذاتى یا مشاهده ذاتیه، شهود حق تعالى است که حاصل آن یک نوع معرفت‏یقینى خواهد بود که به «عین الیقین‏» موسوم مى‏گردد. (۱۴)
حضور در اصطلاح عرفانى در مقابل غیبت‏به کار مى‏رود. هر گاه قلب عارف از خلق غایب و به حق حاضر باشد، در این صورت حضور صورت مى‏گیرد. (۱۵) و گاه حضور در مقابل غفلت‏به کار مى‏رود، که در این صورت به معناى تنبه خاص است. اگر براى عارف تنبهى سبت‏به حق صورت گرفت که نتیجه این تنبه غیبت از ماسواى حق باشد، در این صورت حضور نزد حق محقق شده است، (۱۶) و به دنبال این حضور و تنبه، عارف مى‏تواند شهودى نسبت‏به حق داشته باشد (اگر اسباب مشاهده را از قبل فراهم ساخته باشد) . در این معنا، حضور مقدمه‏اى براى شهود است. آنچه در قلب حاضر است و ذکر و یاد انسان را به خود مشغول داشته است همان مشهود انسان بوده و عارف شاهد آن است. اگر آنچه که در قلب غلبه حضورد ارد علم باشد، در این صورت عارف شاهد علم است. و اگر امر غالب وجد باشد، عارف شاهد وجد است، و اگر غالب بر قلب او حق باشد (۱۷) در این صورت عارف به شهود واقعى دست‏یافته و شاهد حق شده است. پس این‏گونه حضور مى‏تواند شرط شهود باشد، همچنین مى‏تواند شرط سماع هم باشد. تا حضورى صورت نگیرد. سمعى در کار نخواهد بود. (۱۸)
در عرفان، اصطلاح کشف گاه به معناى شهود به کار رفته است، اما غالبا عرفا کشف را بر مقامى که فوق شهود است اطلاق مى‏کنند. تشابه کشف و شهود در این است که هر دو طریقى براى کسب معرفت‏به حساب مى‏آیند. اما تفاوت آن‏ها از دو جهت است: یکى این‏که متعلق مکاشفه معانى است ولى متعلق شهود ذوات است. و دیگر این‏که کشف اتم و اعلى از مشاهده است. لذا مکاشفه یک نوع ادراک معنوى است که اختصاص به معانى پیدا مى‏کند. (۱۹)
نتیجه آن‏که بر اساس اصطلاح عرفانى، شهود مى‏تواند طریقى براى کسب معرفت‏باشد و اگر معرفتى از این طریق براى عارف حاصل شد، این معرفت‏یقینى است، زیرا هیچ‏گونه واسطه‏اى در کسب این آگاهى دخالت نداشته عارف مستقیما مشهود را رؤیت مى‏کند.
شهود اخلاقى
شهود اخلاقى به معناى یک احساس درونى است که انسان توسط این احساس قادر خواهد بود بین خیر و شر ویا حسن و قبح تمایز ببیند. یکى از مسائل مهم فلسفله اخلاق همین نکته است که آیا تشخیص خیر و شر و یا حسن و قبح بر چه اساسى است؟ آیا مى‏توان وجود نیرویى را در انسان پذیرفت که خود خوبى‏ها و بدى‏ها از هم متمایز سازد؟ اگر چنین نیروى درونى را بپذیریم، آیا فطرى است‏یا کسبى؟ آیا در تقویت و یا تضعیف این احساس درونى مى‏توان کوشش کرد؟ (۲۰)
این‏ها مسائلى است که از دیرزمان در فلسفه اخلاق به بحث گذاشته شده و عده‏اى را بر آن داشته است تا در درون انسان به وجود احساسى قایل شوند که در قضایاى اخلاقى حاکم است هر چند در طول تاریخ بررسى‏هاى حکمت عملى، این احساس و نیروى درونى نام‏هاى متفاوتى به خود گرفته، اما همگى یک معنا را دربرداشته است.
ارسطو و پیروان مشایى وى، نیروى عقل را در این امر حاکم مى‏دانند و تعبیر عقل عملى را به کار گرفته‏اند، عده‏اى دیگر، نیروى وهم را بدین قضاوت گمارده‏اند و برخى از نیرویى غیر از عقل و وهم به نام وجدان و یا ضمیر اخلاقى نام برده‏اند. (۲۱) در اسلام، دو طرز تفکر نسبت‏به حسن و قبح در بین اندیشمندانى که به این امر پرداخته‏اند، به چشم مى‏خورد. عده‏اى حسن و قبح را عقلى دانسته‏اند، معناى این سخن این است که عقل را یاراى قضاوت در این میدان مى‏باشد. آنان که براى عقل چنین توانایى قایل هستند، در این زمینه قایل به شعور اخلاقى شده‏اند که این تعبیر دیگرى از همان احساس درونى و یا شهود اخلاقى خواهد بود. (۲۲)
شهودگرایى اخلاقى در غرب، طرز تفکرى است مبنى بر این‏که انسان مى‏تواند خود شهودا خوبى را از بدى متمایز نماید، و این شهود یک احساس درونى است. و بر اساس این احساس، فرد ذاتا بدون اتکاء به خارج و یا داشتن هرگونه تجربه خارجى بین خیر و شر تشخیص خواهد داد. (۲۳)
شهودگرایى اخلاقى معتقد است، ادراک خوبى و بدى و قضایایى از این قبیل بدون واسطه براى انسان حاصل شده و این نوع آگاهى و علم به امور اخلاقى که خود برخاتسه از یک نوع استعداد خاصى در انسان است، همگى مقدم بر تجربه است. این احساس مقدم بر تجربه به طور شهودى متعلق درک انسان قرار مى‏گیرد. (۲۴)
با توجه به این برداشت‏خاص از مفهوم «شهود» در شهودگرایى اخلاقى، معناى اصطلاحى این واژه بازگشت‏به همان علم شهودى مى‏کند، که معلوم مشهود بلاواسطه عالم مى‏شود.
شهود کلامى
کاربرد این مفهوم در کلام به وسعت کاربرد آن در فلسفه و عرفان نیست. متکلمین اسلامى و غیراسلامى در چند مورد خاص به این مفهوم تمسک کرده‏اند. یکى از آن موارد، در زمینه حسن و قبح اخلاقى است که در مبحث قبل بدان اشارت رفت. (۲۵) مورد دیگر، در تمایز بین عالم جسمانى و عالم روحانى و یا به تعبیر متکلمین، عالم شهادت و عالم غیب است. مفهوم شهود یا شهادت در این اصطلاح، معنایى در مقابل غیب داشته و جهان محسوس که مورد رؤیت‏حسى انسان است عالم شهادت نام گرفته است. در مقابل آن، جهان غیر محسوس و غایب از نظر عالم غیب نامیده شده است. شهود در این معنا همان مشاهده حسى است که شى‏ء از طریق حواس ظاهرى متعلق شهود انسان واقع مى‏گردد. (۲۶)
مورد دیگرى که مفهوم شهود به کار گرفته مى‏شود، در مورد ذات بارى تعالى است. خداى متعال نسبت‏به تمامى موجودات (ماسوى الله) شهود داشته و از این‏رو شهادت کامله اختصاص به او پیدا مى‏کند. تمامى مخلوقات در مشهد و مراى حق تعالى است. لذا او شاهد مطلق است و مفهوم شهود محض تنها وى را سزاوار است. (۲۷)
و…
فهرست مطالب

  • مفهوم شهود در فلسفه اسلامى ۱
  • مقدمه ۱
  • واژه «شهود» ۲
  • شهود عرفانى ۳
  • شهود اخلاقى ۵
  • شهود کلامى ۶
  • شهود فلسفى ۷
  • مفهوم «شهود» در فلسفه غرب ۸
  • سقراط (۳۹۹ – ۴۶۹ ق م) ۸
  • افلاطون (۳۴۸ – ۴۲۷ ق م) ۸
  • ارسطو (۳۲۲ – ۳۸۴ ق م) ۹
  • قرون وسطى (اسکولاستیک) ۱۰
  • دکارت (۱۵۹۶ – ۱۶۵۰ م) ۱۰
  • جان لاک (۱۶۳۲ – ۱۷۰۴ م) ۱۱
  • کانت (۱۷۲۴ – ۱۸۰۴ م) ۱۱
  • فیلسوفان معاصر غربى ۱۲
  • کندى (۱۸۵ – ۲۶۰ ه) (۷۷۵ – ۸۵۰ م) ۱۳
  • فارابى (۲۵۸ – ۳۳۹ ه) (۸۴۸ – ۹۲۹ م) ۱۴
  • ابن سینا (۳۷۰ – ۴۲۸ ه) (۹۶۰ – ۱۰۱۸ م) ۱۵
  • شیخ اشراق (۵۴۹ – ۵۸۷ ه) (۱۱۳۹ – ۱۱۷۷ م) ۱۶
  • صدرالمتالهین (۹۷۹ – ۱۰۵۰ ه) (۱۵۶۹ – ۱۶۴۰ م) ۱۷
  • بررسى و نتیجه‏گیرى ۱۹
  • نکته‏هاى قابل تامل: ۲۰
  • تذکر ۲۱
  • مراتب کشف و شهود عرفانى ۲۲
  • ۲ . درجات و مراتب مکاشفه ۲۲
  • ۲ – ۱ . لوایح، لوامع و طوالع ۲۲
  • ۲ – ۲ . مکاشفه علم، مکاشفه حال و مکاشفه عین ۲۳
  • ۲ – ۳ . مشاهده معرفت، مشاهده معاینه و مشاهده جمع ۲۴
  • ۲ – ۴ . معاینه بصر، معاینه قلب و معاینه روح ۲۴
  • ۲ – ۵ . الهام نبى، الهام عین و الهام تحقیق ۲۵
  • ۲ – ۶ . کشف نظرى، شهودى، الهامى، روحى، خفى و ذاتى ۲۶
  • ۲ – ۷ . مکاشفه علمى، حال و وجد ۲۷
  • ۲ – ۸ . مکاشفه غیب و شهادت ۲۸
  • ۲ – ۹ . مکاشفه صورى و معنوى ۲۹
  • کشف صورى به لحاظ متعلق سه‏گونه است: ۳۲
  • ۲ – ۱۰ . مشاهده فعلى، صفاتى و ذاتى ۳۴
  • ۴ . انسان و کشف ۴۰
  • ۵ . حالات همراه کشف ۴۷
  • یکم: حیرت ۴۷
  • دوم: سکر ۴۸
  • سوم: ذوق ۴۹
  • چهارم: شوق ۵۰
  • پنجم: وجد ۵۱
  • ششم: عشق ۵۱
  • هفتم: یقین ۵۲
  • کتاب‏نامه ۵۵

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مقاله مفهوم شهود در فلسفه , تحقیق مفهوم شهود در فلسفه اسلامی , مقاله فلسفه اسلامی و شهود , بررسی فسلفه اسلامی و شهود

دانلود فایل