مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

خرید آنلاین

گارانتی خرید

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

توضیحات:

مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت در ۴۰ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی

۲-۲۰- انواع تغییر فراشناختی

۲-۲۱- اثربخشی درمان فراشناختی بر اختلال افسردگی اساسی

۲-۲۲- رابطه باورهای فراشناختی با اختلال افسردگی و اضطراب

۲-۲۳- درمان فراشناختی بر اضطراب و افسردگی

۲-۲۴- پیشینه¬ی پژوهشی

۲-۲۴-۱- پژوهش¬¬های داخلی

۲-۲۴-۲- پژوهش¬¬های خارجی

منابع فارسی

بخشی از متن :

درمان فراشناخت

اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

فراشناخت عبارت است از هر نوع دانش یا فرآیند شناختی که در آن ارزیابی یا کنترل شناختی وجود داشته باشد. از یک نظر آن را می­توان به عنوان یک جنبه­ی عمومی از شناخت در نظر گرفت که در تمام فعالیت­های شناختی نقش دارد. نخستین بار آدرین ولز، درمان فراشناختی را معرفی کرد (Flavell, 1979).

علت پدید آمدن درمان فراشناختی پر نمودن نقص­های درمان شناختی بود، این روش درمانی از رفتار درمانی شناختی[۱] متفاوت است. زیرا به جای این که درمان شامل چالش با افکار و باورها در مورد تروما و یا مواجهه­های مکرر و طولانی مدت با خاطرات مربوط به تروما باشد، شامل ارتباط با افکار به طریقی است که مانع ایجاد مقاومت و یا تحلیل ادراکی پیچیده شود و بتواند راهبردهای تفکر ناسازگار در مورد نگرانی و همچنین نظارت غیر قابل انعطاف بر تهدید را از بین ببرد. نظریه­های شناختی در مورد آن چه که باعث به وجود آمدن الگوهای غیر مفید تفکر می­شوند توضیحات مختصری ارایه کرده­اند وجود باورهای منفی به طور مشخص نمی­توانند درباره­ی الگوی تفکر و پاسخ­های متعاقب آن توضیحی ارایه دهند. آن چه در این جا مورد نیاز است به حساب آوردن عواملی است که تفکر را کنترل کرده و وضعیت ذهن را تغییر می­دهند. این عوامل اساس نظریه­ی فراشناختی است (Wells, 2000).

تحقیقات مختلف نشان دادند که بین جنبه­های خاصی از فراشناخت با اختلالات روانشناختی رابطه­ای وجود دارد (Wells, 1994). مطالعه­ی Cooper and Osman (2007)، نشان داد که افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از لحاظ کنترل فکر در مورد بدشکلی ظاهر، باورهای مثبت و منفی درباره­ی نگرانی نسبت به بدشکلی ظاهر، راهبردهای کنترل فراشناختی، رفتارهای ایمنی نسبت به افکار و تصاویر در مورد بدشکلی ظاهر و عینیت دادن به افکار و تصاویر مربوط به بدشکلی ظاهر خود از افراد گروه شاهد، متفاوت می­باشند.

تحقیقاتی که در مورد درمان فراشناختی بر روی اختلالات هیجانی انجام شده­اند عبارتند از مطالعه­ی Wells و همکاران (۲۰۱۲) که با استفاده از مدل فراشناختی بر روی افراد مبتلا به اختلال اختلال وسواسی جبری دریافتند که تمام بیماران در پس آزمون، بهبودی معنی­داری را در علایم اختلال وسواسی جبری نشان دادند که این نتایج در ۳ و ۶ ماه بعد نیز باقی ماندند.

در مطالعه­ای Ross and Van (2008)، با استفاده از مدل فراشناختی ولز جهت درمان اختلال اختلال وسواسی جبری بر روی گروهی از بیماران ( ۶ زن و ۶ مرد) و در دامنه ی سنی ۲۱ تا ۵۸ سال دریافتند که در پس آزمون و در ۳ و ۶ ماه از دوره­ی پیگیری ۷ بیمار، علایم کامل بهبودی را نشان دادند. مطالعاتی نیز کاربرد موفقیت آمیز مدل فراشناختی را در درمان اختلال اضطراب منتشر و درمان اختلال استرس پس از سانحه نشان داده­اند.

نظریه و ماهیت درمان فراشناختی[۲]

افکار مهم نیستند، اما پاسخ شما به این افکار مهم­اند. همه، افکار منفی دارند و هرکسی گاهی افکار منفی خود را باور می­کند. اما همه دچار اضطراب، افسردگی و ناراحتی هیجانی پایدار و مداوم نمی­شوند. پرسش مهم این است: چه چیزی افکار را کنترل کرده و تعیین می­کند که آیا فرد می­تواند خود را از شر این افکار منفی رها سازد یا این که در دام ناراحتی عمیق و مداوم گرفتار می­شود؟

فرض کنید که فراشناخت­ها مسئول کنترل سالم و ناسالم ذهن هستند. به علاوه، این اثر بر این اصل استوار است که آنچه هیجان­ها و نحوه­ی کنترل آنها را تعیین می­کند، نه «چیستی» افکار فرد (به چه فکر می کند) بلکه چگونگی تفکّر فرد است. تفکر را می­توان به اُرکستر بزرگی تشبیه نمود که نوازندگان و آلات موسیقی زیادی در آن حضور دارند. برای تولید یک پیش درآمد قابل قبول، وجود دفتر نُت و رهبر ارکستر ضروری است. فراشناخت به مثابه­ی دفتر نُت و رهبر پشت تفکر است.

فراشناخت، کاربرد شناخت درباره­ی شناخت است. فراشناخت فراورده­ها[۳] و فرایندهای[۴] آگاهی را پایش[۵] (نظارت)، کنترل و ارزیابی[۶] می­کند. برای بسیاری از ما، تجربه­ی ناراحتی هیجانی، گذرا و کوتاه مدت است، چون راه­های مقابله­ی انعطاف­پذیر با عقاید منفی ساخته­ی ذهنمان (مانند افکار و باورها) را آموخته­ایم. رویکرد فراشناختی بر این باور است که افراد به این دلیل در دام ناراحتی هیجانی گرفتار می­شوند که فراشناخت­های آنها به الگوی خاصی از پاسخدهی[۷] به تجربه­های درونی[۸] منجر می­شود که موجب تداوم هیجان منفی و تقویت باورهای منفی می­شود. این الگو سندرم شناختی-توجهی[۹] خوانده می­شود که شامل نگرانی، نشخوار فکری[۱۰]، توجه تثبیت شده[۱۱] و راهبردهای خودتنظیمی[۱۲] یا رفتارهای مقابله­ای ناسازگارانه است. گوشه ای از این الگوی مخرّب را می­توان در پاسخ یکی از بیماران مشاهده کرد. از این بیمار پرسیده شد:

«مهمترین چیزی که در جریان درمان فراشناختی افسردگی آموختی ، چیست؟» او پاسخ داد: «مشکل اصلی من این نیست که افکار منفی درباره­ی خودم دارم، مشکل اصلی نحوه­ی پاسخ­دهی من به این افکار است، دریافتم که عملکرد من مانند ریختن بنزین روی آتش است. من قبلاً متوجه این فرایند نبودم». این بیمار متوجه شد که پاسخ­هایش به افکار منفی خود، ناخواسته به شکل­گیری سبک تفکر ناسازگارانه­ای منجر شده بود که خود انگاره­ی منفی او را تقویت می­کرد.

درمان فراشناختی بر این اصل استوار است که فراشناخت برای درک نحوه­ی عملکرد شناخت و نحوه­ی تولید تجربه­های هشیارانه­ی ما درباره­ی خودمان و جهان اطرافمان بسیار مهم است. فراشناخت چیزهایی را که به آن توجه می­کنیم و نیز اطلاعاتی را که واردهشیاری ما می­شوند، تعیین می­کند. همچنین فراشناخت ارزیابی­های ما را شکل می­دهد و بر انواع راهبردهایی که برای تنظیم افکار و احساساتمان به کار می­بریم، اثر می­گذارد.

فرض بنیادی درمان­های شناختی-رفتاری[۱۳] سنتی مانند نظریه­ی طرحواره­ای[۱۴] بک (بک، ۱۹۷۶-۱۹۶۷) و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری[۱۵] (الیس، ۱۹۶۲ ؛ الیس و هارپر، ۱۹۶۷، ۱۹۷۶) آن است که اختلال یا سوگیری در تفکّر موجب اختلال روانشناختی، می­شود. هر دوی این رویکردها بر نقش محوری باورهای ناکارآمد تأکید می­نمایند. درمان فراشناختی به عنوان یک اصل کلی با این دیدگاه موافق است و همین امر آن را در زمره­ی درمان­های شناختی قرار می­دهد. با این حال، فرق آن با رویکردهای قبلی در توجه به سبک خاص تفکر و انواع باورهایی است که نظریه­های دیگر به عنوان علت اختلال روانشناختی بر آنها تأکید نمی­کنند. سبک تفکر مورد تأکید درمان فراشناختی، تحریف­های شناختی [۱۶]مانند معیارهای مطلق­گرا یا تفکّر سیاه و سفید نیست. سبک مورد توجه درمان فراشناختی، سندرم شناختی-توجه­ی (CAS) است که با درگیری افراطی در تفکر کلامی مداوم و مشغولیت ذهنی به شکل نگرانی و نشخوار فکری مشخص می­شود. این وضعیت با سوگیری توجهی[۱۷] خاص که در آن توجه فرد بر تهدید متمرکز می­شود، همراه است. باورهایی که در درمان فراشناختی حایز اهمیت هستند، شناخت­های معمولی[۱۸] مورد توجه در درمان هایی شناختی-رفتاری و عقلانی-هیجانی- رفتاری، درباره­ی جهان، خود جسمانی[۱۹] و خود اجتماعی نیستند، بلکه باورهای فرد درباره­ی تفکّر (باورهای فراشناختی[۲۰]) هستند (شفیعی سنگ آتش و همکاران، ۱۳۹۱).

رویکرد درمان شناختی-رفتاری سنتی به اختلال روانشناختی بیان می­کند که این رویدادها نیستند که موجب مشکلات روانشناختی می­شوند، بلکه شیوهی تفسیر این رویدادها باعث بروز مشکلات می­شود. درمان شناختی-رفتاری با معانی که افراد به تجربه­های خود نسبت می­دهند، سروکار دارد. این دیدگاه فرض می­نماید که مشکلات روانشناختی نتیجه­ی نگرش­های تحریف شده و نادرست فرد نسبت به خود و جهان است. از این رو درمان شناختی-رفتاری به تغییر محتوای افکار و باور شخص درباره­ی درست بودن این محتوا می­پردازد. در مقابل، درمان فراشناختی با شیوه­ی تفکر افراد سروکار دارد و معتقد است که مشکلات افراد، محصول سبک تفکر انعطاف ناپذیر و تکراری در واکنش به افکار، احساسات و باورهای منفی است. این رویکرد درمانی بر تغییر این سبک پردازشی غیرمفید تأکید می­کند. رویکرد فراشناختی تأکید می­نماید که هرگونه چالش با موضوعات شناختی (محتوا)، به طور انحصاری در سطح فراشناختی رخ می­دهد. برای مثال اگر بیمار افسرده­ای را که معتقد است «من بی­ارزش هستم» در نظر بگیریم، درمانگر شناختی-رفتاری با طرح این سؤال که «چه شواهدی برای این طرز فکرتان دارید؟» به مبارزه با این مسأله می­پردازد. در مقابل، درمانگر فراشناختی می­پرسد: «در ارزیابی میزان ارزشمندی خود، چه نمره­ای به خودتان می­دهید»

هر دو رویکرد شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی تأکید می­نمایند که محتوای باورها و افکار، نوع اختلال تجربه شده را تعیین می­کنند. افکار مربوط به خطر موجب اضطراب می­شوند و افکار مربوط به فقدان و بی­ارزش شمردن خود، به احساس غمگینی منجر می­شوند.


[۱] . Cognitive Behavior Therapy (CBT)

[2] . Metacognitive Therapy

[3] . products

[4] . process

[5] . monitor

[6] . appraise

[7] . responding

[8] . inner experiences

[9] . cognitive attentional syndrome (CAS)

[10] . rumination

[11] . fixated attention

[12] . self-regulatory strategies

[13] . cognitive-beavioural therapy

[14] . schema theory

[15] . rational-emotive behavior therapy

[16] . cognitive distorstions

[17] . attentional bias

[18] . ordinary cognitions

[19] . physical self

[20] . metacognitive beliefs

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار
شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود.

اشتراک بگذارید:

برچسب ها :
مبانی نظری تحقیق اختلال بدشکلی بدن و فراشناخت

دانلود فایل